نوجوانی، درخت ها، میزها و کلاغ ها

فریبا خانی:می گردد به خیلی چیزها شخصیت داد... مثلاً همین میز که پشت آن نشسته ام، یا همین جایگاه هم که پایه اش لق است و سه بار تاکنون به خاطر آن با مخ روی زمین افتاده ام، برای خودش شخصیت دارد. البته معلوم نیست چه نوع شخصیتی.

نوجوانی، درخت ها، میزها و کلاغ ها

اگر به این مسئله خوب توجه کنیم، می بینیم خیلی چیزهایی که به نظر ما فقط یک شیء بی جان هستند؛ حس های مختلف دارند. اصلاً آن ها گاهی خودخواه، مهربان، پرشور و افسرده و حسودند.

آن ها مثل آدم ها، دوره های مختلفی را در زندگی خود سپری می نمایند. دغدغه های مختلفی دارند، مثل آدم ها با مسائل متفاوتی روبه رو می شوند.

اصلاً این که من یک نوجوانم با مسائل و فراز و نشیب های مخصوص خود؛ آن ها هم مثل من رنج های خودشان را دارند؟

این را از کجا می دانم؟ خب، این که دیگر سؤال ندارد، کافی است کمی به اطرافت نگاه کنی؟ این جایگاه، این چراغ مطالعه، این دفترچه یادداشت، این میز، یا این پایه چسب، دوره های عجیبی را در زندگی خود سپری نموده اند.

  • نوجوانی کلاغ ها

پشت پنجره نشسته ام و به این موضوع فکر می کنم و کلاغی با بی خیالی سر به سر گنجشک ها می گذارد. او بی پروا این سو و آن سو می پرد.

کلاغ ها هم به نظر من دوره های مختلفی را در زندگی طی می نمایند. آن ها هم در دوره ی نوجوانی توسط مادر و پدرهایشان مورد انتقاد قرار می گیرند که چرا به باغ بالا رفتی؟ چرا از گردوی دره پایین خوردی؟ چرا در خوردن صابون عطری زیاده روی کردی؟ با چه کلاغ هایی حشرونشر داری؟ چرا مدام پلی استیشن بازی می کنی؟ و...

* * *

کلاغ ها هم باید در دبیرستان تست کنکور بزنند و... با خودم فکر می کنم که آیا کلاغ ها هم مثل من افسرده می شوند و دلشان می گیرد و گاهی همه خیابان های شهر را با بی انگیزگی گز می نمایند... کلاغ

سر به سر گنجشک ها می گذارد؛ او خیلی با نمک و شیطان است.

خلاصه، داشتم می گفتم درباره آن ها خوانده ام که خیلی باهوش اند و اگر تکه نان خشکی پیدا نمایند که نتوانند آن را بخورند، تکه نان را به نزدیک ترین جوی آب می برند و آن را در آب قرار داده و بعد که نان نرم شد آن را می خورند...

خب، این موجودات باهوش چگونه دوره های زندگی طولانی خود را سپری می نمایند؟ آن ها در دوره ی نوجوانی، کلاغ های خوش بختی هستند؟ یا درگیرند...

  • نوجوانی بیدمجنون

درخت ها هم مثل آدم ها شخصیت دارند. همین طور که پشت پنجره نشسته ام به بید مجنون توی پارک نگاه می کنم که از خانه ما پیداست... بیدهای مجنون هم دوره نوجوانی، سالمندی و کودکی دارند. بیدهای مجنون می توانند خیلی زود در دام عشق بیفتند.

و حتی آن وقت توسط دیگر درخت ها شماتت می شوند، به طوری که سرشان را مدام به زیر می افنمایند و مدام غصه می خورند...

بیدهای مجنون گاهی آرایش موهایشان عجیب و غریب است که باز هم مدام توسط دیگر درخت ها مسخره می شوند، یا مورد حسادت قرار می گیرند... اما بیدهای مجنون پدر و مادرهای خوبی دارند؛ آن ها آن قدر با احساس و مهربانند که حس های او را به خوبی درک می نمایند. پس بیدهای مجنون جزء نوجوان های خوش بخت اند!

  • نوجوانی و میز و جایگاه

نوجوانی میز و جایگاه ها برعکس است. یعنی آن ها اول دوره سالمندی را سپری می نمایند و بعد به دوره جوانی می رسند و بعد دوره های نوجوانی و کودکی را سپری می نمایند. چون این جایگاه که من روی آن می نشینم و مطلب می نویسم، یک ارثیه فامیلی است و هرچه می گذرد بیش تر به کودکی نزدیک می گردد و مدام

سر به سر من می گذارد.

گاهی جاخالی می دهد و روی یک لنگه پا می ایستد و آن وقت من را با سر روی زمین می اندازد... میزها هم همین طور هستند، آن ها هم هرچه می گذرد بیش تر شیطنت می نمایند و من فکر می کنم دوره زمانی آن ها با همه آدم ها و همه اشیا فرق می نمایند...

  • قلم های نوجوانی

قلم ها هم مثل همه چیزهای جهان حس و شعور دارند و دوره های مختلفی را می گذرانند. قلم های نوجوان پر از شور و حرکت و زیبایی هستند.

آن ها عاشق واژه های رمانتیک اند و اصلاً رنگ مورد علاقه آن ها صورتی، سبز، نارنجی و رنگ های سرخابی و شاد است. آن ها وقتی می نویسند از صفحه های

زیادی می گذرند.

آن ها عاشق نقاشی های ریزی هستند که در گوشه کتاب زیست شناسی، فیزیک، جبر، هندسه و...نقش می گیرند. آن ها پر از پیغام های بامزه هستند در یادداشت های پنهانی

سر کلاس...

آن ها هرچه به سن جوانی و سالمندی نزدیک می شوند، تجربه بیش تری کسب می نمایند؛ اگرچه شور و حرکت آن ها شاید کم رنگ گردد و کمی محتاط تر راه بروند...

قلم های نوجوان، پر از سادگی هستند و همین سادگی آن هاست که تأثیرگذاری شان را بیش تر می نماید.

آن ها هم مثل آدم ها گاهی افسرده اند و گاهی شاد. وقتی افسرده اند کم تر می نویسند، کم تر نقاشی می کشند، کم تر این سو و آن سو می روند. و وقتی شادند، پرتحرک ترند. آن ها گاهی... راستی قلم ها خیلی شبیه آدم ها هستند. آن ها در طول عمر خط های مختلفی را از خود به جای می گذارند و تا جوهر در بدن دارند حرکت می نمایند و مثل همه آدم ها روزی از حرکت باز می ایستند.

  • نوجوانی کفش ها

به کفش هایت نگاه کن، چه قدر با روز اولی که آن ها را خریدی فرق دارند. کفش های نوجوان کفش های پرانرژی و جذابی هستند و

پابه پای ما می دوند، پابه پای ما ورزش می نمایند و در مسابقه های فوتبال و دوچرخه سواری و دو یاری حال ما هستند.

در میان کفش ها، کتانی ها از همه نوجوان ترند.

به کتانی نگاه کن! که همواره نوجوان و پر از انرژی هستند.آن ها با آن بندهای بامزه، که گاهی باز می مانند... و با آن زبانه های بیرون زده ،چه قدر بی خیال به نظر می آیند.

صندل های تابستانی هم همواره جوان هستند.

به هرحال کفش ها هم مثل آدم ها روزگاران مختلفی را سپری می نمایند.

* * *

کفش های نوجوان پررنگند، براق هستند و تمیز...کفش های نوجوانی یعنی کفش های زندگی پرشور و پرحرارت... و وای به حال کفش هایی که دوره نوجوانی را سپری نمایند و آن وقت تو تنها می شوی...

فکر می کنم نوجوانی کفش ها جزء زیباترین دوره های نوجوانی است. تو چه طور؟ درباره کفش هایت این طور فکر نمی کنی؟!

* دوچرخه شماره 474/ 17 مرداد 1387

منبع: همشهری آنلاین

به "نوجوانی، درخت ها، میزها و کلاغ ها" امتیاز دهید

امتیاز دهید:

دیدگاه های مرتبط با "نوجوانی، درخت ها، میزها و کلاغ ها"

نظرتان را در مورد این مقاله با ما درمیان بگذارید